مقالات کاویان گستر

بررسی درمان ملاسما با لیزر و نوردرمانی (PDT)

بررسی درمان ملاسما با لیزر و نوردرمانی (PDT)

ملاسما یکی از شایع‌ترین اختلالات هایپرپیگمانتاسیون اکتسابی پوست است که عمدتاً زنان را در سنین باروری تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بیماری به‌صورت لکه‌ها و پچ‌های قهوه‌ای تا خاکستری–قهوه‌ای با حاشیه نامنظم و توزیع معمولاً متقارن در نواحی در معرض نور خورشید، به‌ویژه صورت، تظاهر می‌یابد. اگرچه ملاسما یک بیماری خوش‌خیم و بدون عارضه سیستمیک محسوب می‌شود، اما ماهیت مزمن، تمایل بالا به عود و پاسخ‌دهی محدود به درمان، آن را به یکی از چالش‌برانگیزترین اختلالات رنگدانه‌ای در درماتولوژی تبدیل کرده است.

اهمیت ملاسما تنها به جنبه بالینی آن محدود نمی‌شود. این اختلال اثرات روانی، اجتماعی و حتی شغلی قابل‌توجهی بر بیماران دارد و از این منظر، مدیریت آن نیازمند رویکردی فراتر از درمان‌های سطحی و کوتاه‌مدت است. پیشرفت فناوری‌های تشخیصی، دارویی و به‌ویژه دستگاه‌های مبتنی بر انرژی، افق‌های جدیدی در درک و کنترل این بیماری گشوده است، هرچند هنوز درمان قطعی برای آن وجود ندارد.

ماهیت چندعاملی و پاتوفیزیولوژی ملاسما

ملاسما یک اختلال چندعاملی است که در آن تعامل پیچیده‌ای بین عوامل ژنتیکی، هورمونی، محیطی و سلولی وجود دارد. تابش اشعه فرابنفش (UVA و UVB) مهم‌ترین عامل محرک شناخته‌شده است که با فعال‌سازی ملانوسیت‌ها، افزایش بیان تیروزیناز و تحریک مسیرهای التهابی، تولید ملانین را افزایش می‌دهد. این اثر نه‌تنها مستقیم است، بلکه از طریق القای استرس اکسیداتیو و ترشح سایتوکاین‌ها از کراتینوسیت‌ها و فیبروبلاست‌ها نیز اعمال می‌شود.

نقش هورمون‌ها، به‌ویژه استروژن و پروژسترون، در بروز ملاسما به‌خوبی مستند شده است. شیوع بالای ملاسما در دوران بارداری، مصرف قرص‌های ضدبارداری و درمان‌های هورمونی، مؤید این ارتباط است. گیرنده‌های استروژن در ملانوسیت‌ها می‌توانند بیان ژن‌های مرتبط با ملانوژنز را افزایش دهند و حساسیت پوست به نور را تشدید کنند.

در سال‌های اخیر، توجه ویژه‌ای به نقش عروق و فاکتورهای آنژیوژنیک در پاتوفیزیولوژی ملاسما شده است. افزایش تراکم عروقی، بیان بالاتر VEGF و ارتباط نزدیک‌تر بین عروق و ملانوسیت‌ها در پوست مبتلا به ملاسما نشان می‌دهد که این بیماری صرفاً یک اختلال رنگدانه‌ای نیست، بلکه یک فرآیند درمو–اپیدرمال–عروقی پیچیده محسوب می‌شود.

ملانوژنز و اختلال در تعادل تولید و حذف ملانین

در سطح سلولی، ملاسما نتیجه برهم خوردن تعادل بین تولید، انتقال و حذف ملانین است. ملانوسیت‌ها در پوست مبتلا نه‌تنها فعال‌تر هستند، بلکه ملانوزوم‌های بزرگ‌تر و پررنگ‌تری تولید می‌کنند. این ملانوزوم‌ها با کارایی بیشتری به کراتینوسیت‌ها منتقل می‌شوند و در اپیدرم تجمع می‌یابند.

آنزیم تیروزیناز، به‌عنوان آنزیم محدودکننده سرعت در مسیر ملانوژنز، نقش کلیدی دارد. افزایش فعالیت این آنزیم و سایر پروتئین‌های مرتبط مانند TRP-1 و TRP-2، منجر به افزایش سنتز ملانین می‌شود. از سوی دیگر، اختلال در نوسازی اپیدرم و کاهش دفع طبیعی کراتینوسیت‌های حاوی ملانین، به ماندگاری لک‌ها کمک می‌کند.

در بسیاری از بیماران، ملانین تنها به اپیدرم محدود نیست و در درم نیز تجمع می‌یابد؛ جایی که توسط ماکروفاژها (ملانوفاژها) برداشت شده و برای مدت طولانی باقی می‌ماند. این موضوع توضیح می‌دهد که چرا ملاسمای درمال و ترکیبی پاسخ ضعیف‌تری به درمان‌های موضعی دارد.

الگوهای بالینی و طبقه‌بندی ملاسما

از نظر توزیع بالینی، ملاسما معمولاً در سه الگوی اصلی ظاهر می‌شود: الگوی مرکزی–صورتی که شایع‌ترین فرم است و پیشانی، گونه‌ها، بینی و لب فوقانی را درگیر می‌کند؛ الگوی مالار که محدود به گونه‌ها است؛ و الگوی ماندیبولار که در ناحیه فک تحتانی دیده می‌شود. این الگوها می‌توانند سرنخ‌هایی در مورد عوامل محرک و پیش‌آگهی بیماری ارائه دهند.

طبقه‌بندی ملاسما بر اساس عمق درگیری رنگدانه به انواع اپیدرمال، درمال، ترکیبی و نامشخص تقسیم می‌شود. لامپ وود ابزار کلاسیک برای این ارزیابی است؛ پررنگ‌تر شدن ضایعه زیر نور وود به نفع درگیری اپیدرمال است، در حالی که عدم تغییر، احتمال درگیری درمال را مطرح می‌کند. با این حال، همبستگی این یافته‌ها با هیستوپاتولوژی کامل نیست و بسیاری از ضایعات به‌صورت ترکیبی هستند.

بررسی درمان ملاسما با لیزر و نوردرمانی

ابزارهای تشخیصی پیشرفته و نقش RCM

میکروسکوپ کانفوکال انعکاسی (Reflectance Confocal Microscopy) امکان بررسی غیرتهاجمی پوست در سطح سلولی را فراهم می‌کند. این فناوری با شناسایی توزیع ملانین در اپیدرم و درم پاپیلر، طبقه‌بندی دقیق‌تری از ملاسما ارائه می‌دهد و می‌تواند در پایش پاسخ به درمان نیز مفید باشد. اگرچه استفاده روتین از RCM هنوز محدود است، اما برای مراکز تخصصی و مطالعات بالینی ارزش بالایی دارد.

اصول کلی مدیریت و درمان ملاسما با لیزر و نوردرمانی

مدیریت ملاسما باید بر پایه درک ماهیت مزمن و عودکننده آن استوار باشد. اولین و اساسی‌ترین گام، کنترل عوامل محرک است. محافظت سختگیرانه در برابر نور خورشید، با استفاده از ضدآفتاب‌های broad-spectrum و فیلترهای فیزیکی، یک جزء غیرقابل‌چشم‌پوشی از درمان محسوب می‌شود. بدون این اقدام، حتی پیشرفته‌ترین درمان‌ها نیز با شکست مواجه خواهند شد.

درمان‌های موضعی معمولاً خط اول درمان هستند و با هدف مهار ملانوژنز، کاهش انتقال ملانوزوم‌ها و افزایش نوسازی اپیدرم به‌کار می‌روند. با این حال، پاسخ به این درمان‌ها اغلب تدریجی و ناقص است و نیاز به صبر و پیگیری طولانی‌مدت دارد.

درمان‌های موضعی: مکانیسم‌ها و محدودیت‌ها

هیدروکینون همچنان به‌عنوان استاندارد طلایی درمان موضعی ملاسما شناخته می‌شود، اگرچه نگرانی‌هایی در مورد عوارض جانبی آن وجود دارد. ترکیب سه‌گانه شامل هیدروکینون، ترتینوئین و کورتیکواستروئید، با اثر هم‌افزای مهار تیروزیناز، افزایش نفوذ و کاهش التهاب، یکی از مؤثرترین رژیم‌های درمانی است.

جایگزین‌ها و مکمل‌هایی مانند آزالئیک اسید، کوجیک اسید، آربوتین، نیاسینامید و ویتامین C هرکدام با مکانیسم‌های خاص خود، در کاهش تولید یا انتقال ملانین نقش دارند. رتینوئیدها و آلفاهیدروکسی‌اسیدها نیز با افزایش گردش سلولی به حذف ملانین کمک می‌کنند. با این وجود، تحریک پوستی، PIH و پاسخ ناکافی از چالش‌های رایج این درمان‌ها هستند.

پیشنهاد خواندنی: تشخیص دقیق بیماری ویتیلیگو با استفاده از دستگاه لامپ وود ساخت شرکت کاویان گستر

بررسی درمان ملاسما با لیزر و نوردرمانی

پیلینگ‌های شیمیایی و جایگاه آن‌ها

پیلینگ‌های سطحی شیمیایی به‌عنوان درمان خط دوم در ملاسما مطرح می‌شوند. این روش‌ها با لایه‌برداری کنترل‌شده اپیدرم، حذف ملانین و افزایش نفوذ درمان‌های موضعی را تسهیل می‌کنند. با این حال، در تایپ‌های پوستی تیره‌تر، خطر التهاب و PIH باید به‌دقت مدنظر قرار گیرد و انتخاب بیمار نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

فناوری‌های مبتنی بر نور و انرژی در درمان ملاسما

درمان‌های دستگاهی معمولاً برای بیمارانی در نظر گرفته می‌شوند که به درمان‌های موضعی و پیلینگ پاسخ کافی نداده‌اند. این روش‌ها با هدف تسریع حذف ملانین و بازسازی پوست به‌کار می‌روند، اما باید تأکید کرد که هیچ‌یک به‌تنهایی درمان قطعی محسوب نمی‌شوند.

نور پالسی شدید (IPL)

IPL از نور پلی‌کروماتیک با فیلترهای مختلف برای هدف‌گیری ملانین و هموگلوبین استفاده می‌کند. این ویژگی امکان تأثیر همزمان بر جزء رنگدانه‌ای و عروقی ملاسما را فراهم می‌سازد. مطالعات نشان داده‌اند که IPL در ترکیب با درمان‌های موضعی می‌تواند بهبود بالینی قابل قبولی ایجاد کند، اما خطر عود و PIH همچنان وجود دارد.

لیزرهای Q-Switched و Nd:YAG توان پایین

لیزرهای Q-Switched به‌طور کلاسیک برای ضایعات پیگمانته استفاده می‌شوند، اما در ملاسما نتایج متناقضی داشته‌اند. استفاده از Nd:YAG با فلوئنس پایین با هدف «toning» پوست، در ابتدا امیدوارکننده بود، اما پیگیری‌های بلندمدت نرخ بالای عود را نشان داده‌اند.

لیزرهای فرکشنال غیرتخریبی (NAFL)

لیزرهای NAFL با ایجاد ستون‌های میکروحرارتی در پوست، فرآیند بازسازی و حذف ملانین را تسهیل می‌کنند. طول موج 1927 نانومتر به دلیل نفوذ سطحی‌تر، برای ملاسمای اپیدرمال مناسب‌تر است و در مطالعات، تعادل بهتری بین اثربخشی و ایمنی نشان داده است. این فناوری جایگاه مهمی در سبد درمانی مراکز مجهز به دستگاه‌های پیشرفته دارد.

لیزرهای فرکشنال تخریبی (AFL)

لیزرهای CO₂ و Er:YAG با وجود قدرت بالا در بازسازی پوست، به دلیل خطر قابل‌توجه PIH، کاربرد محدودی در ملاسما دارند و تنها در شرایط خاص و با پروتکل‌های بسیار محافظه‌کارانه توصیه می‌شوند.

لیزرهای پیکوثانیه

لیزرهای پیکوثانیه با مکانیسم فوتوآکوستیک، امکان خردکردن رنگدانه با آسیب حرارتی کمتر را فراهم می‌کنند. اگرچه از نظر تئوریک برای ملاسما جذاب هستند، اما شواهد بالینی موجود هنوز برای نتیجه‌گیری قطعی کافی نیست.

فناوری‌های مکمل: LADD، میکرونیدلینگ و RF

دارورسانی کمکی با لیزر (Laser-Assisted Drug Delivery) با استفاده از میکروکانال‌های ایجادشده توسط لیزر فرکشنال، نفوذ داروهای موضعی را افزایش می‌دهد و می‌تواند به‌ویژه در ملاسمای مقاوم مفید باشد. میکرونیدلینگ نیز با مکانیسم مشابه، انتقال مواد فعال را تسهیل می‌کند.

رادیوفرکوئنسی، به‌خصوص RF فرکشنال، به دلیل عدم وابستگی به کروموفور ملانین و ایمنی در تایپ‌های پوستی مختلف، به‌عنوان گزینه‌ای نویدبخش در مدیریت ملاسما مطرح است. اثرات آن بر بازسازی درم و تعدیل محیط سلولی می‌تواند به بهبود پایدارتر کمک کند.

درمان ترکیبی و رویکرد آینده‌نگر

شواهد موجود نشان می‌دهد که بهترین نتایج در درمان ملاسما با رویکرد ترکیبی حاصل می‌شود. ترکیب درمان‌های موضعی برای مهار ملانوژنز، با فناوری‌های دستگاهی برای تسریع حذف ملانین، و برنامه‌های نگهدارنده برای پیشگیری از عود، اساس مدیریت موفق این بیماری است.

جمع‌بندی

ملاسما یک اختلال پیچیده، مزمن و چندبعدی است که مدیریت آن نیازمند درک عمیق پاتوفیزیولوژی، انتخاب دقیق بیمار و استفاده هوشمندانه از درمان‌های دارویی و دستگاهی است. فناوری‌های نوین لیزر و انرژی‌محور ابزارهای ارزشمندی در دست متخصصان هستند، اما بدون رویکرد جامع و درمان نگهدارنده، نتایج پایدار حاصل نخواهد شد.